تو این سالی که گذشت...
تو این سالی که گذشت امریکایی ها و اسرائیلی ها هی گفتند می زنیم و ما گفتیم عرضه دارید بزنید. حکایت ما و این دشمنان احمق ما حکایت آن دو نفر بود که می خواستند دعوا کنند ولی وایساده بودند می گفتند: پیراهن دونه ای بیست هزار داری بزن.
تو این سالی که گذشت واسه گرفتن یه وام دو میلیونی کوفتی از آبرو و حیثیت افتادیم و آخرش هم بهمون نداند و ماند واسه سال بعد. ولی تا دلت بخواد خوردند و بردند و یکش هم تا سه هزار میلیاردی کشید بالا و حالا پیدا کنید پرتقال فروش را.
تو این سالی که گذشت همه اجناس از تخم مرغ تا جون آدمیزاد هر روز گرانتر از دیروز شدند و تورم هی زد بالا و بالا و بالاتر. با آمار رسمی و غیر رسمی هم کاری نداریم. اوضامون بدجوری شیر تو شیر شده. حضرات یه تکونی به خودتون بدید لطفا.
تو این سالی که گذشت دستهایی دست دست کردند و بازار جنبید و سکه و طلا و ارز خون به دلمان کرد و رسید به قله کوه قاف و اون سواره و ما پیاده. حالا ما بدو اون بدو. این وسط عده ای هم حسابی از صدقه سر حضرات پول پارو کردند و حسابی پروار شدند و ما پر کنده.
تو این سالی که گذشت فقط سر کارگر جماعت بی کلاه ماند و باز دقیقه نودی یه چیزی گفتند تا این قشر زحمت کش و میلیون نفری آس و پاس تر بمانند با این اوضاع حقوق.
خلاصه از این سالی که گذشت من چیزی ندیدم و از سالی هم که می آد اصلا توقع خاصی ندارم.


